| |
| دوشنبه 21 دی ماه سال 1383 |
|
به نام آنکه اشک آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد ای پاک ترین جلوه ایثار! ای همیشگی ای آفتاب چه با شکوه است نامت در سالنامه قطور زمان با بودن تو امید در دل من موج میزند ودنیای شکوفه در چشم انداز نگاهم شکفته می شود با داشتنت صدای تر باران را در گوش جوانه های قلبم می شنوم وجان تازه می گیرم ای عزیز جان به صداقت حسی که در میان نگاه عاشقت نهفته است به ایثاری که در میان دستان سبزت موج میزند به لطافت صدای سرا پا مهرت سوگند که .........
|
|
| |
| دوشنبه 21 دی ماه سال 1383 |
|
گر بر سر نفس خود امیری مردی مردی نبود فتاده را پای زدن گر دست فتاده ای بگیری مردی
|
|
| |
| دوشنبه 21 دی ماه سال 1383 |
|
زند گی منشوری است در حرکت دوار
|
|